آرین آزادی نازنین
ثبت خاطراتی از گذشت ایام 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
یواشکی سرشو از پشت دیوار آورد بیرون و با صدایی آروم گفت: ماماااان میشه کمی موهامو آب بزنم؟

گفتم:نه!!!برای چی موهاتو آب بزنی؟سرما میخوری آخر شبه میخوای بخوابی...

گفت:مااماااان تروخدا بذاررررر ...

اصرار کردم که باید دلیلشو بگی !!!

گفت : آخه یکی از دوستام هر روز که میاد مهد کودک موهاشو آب میزنه خیلی موهاش قشنگ میشه...حالا میذاری برم منم موهامو آب بزنم؟

گفتم : مامان جون اون ژله نه آب ...

باز اصرار کرد که تروخدا بذار آب بزنم به موهام ...

من و باباش قند تو دلمون آب شد ... و اجازه صادر شد و اینم نتیجه :




تازگیا برعکس بچگی هاش به موهای سیخ سیخی خیلی علاقه مند شده

برای اینکه یادگاری بمونه بگم که آرین امسال تابستون حسابی سرش شلوغه با انواع کلاس ها...

کلاس موسیقی،زبان،شطرنج،رقص هیپ هاپ و نقاشی رو توی مهدکودک میگذرونه و کلاس اسکیت و نقاشی هم فوق برنامه های بعد از ظهره ... خدا رو شکر به همه اش هم علاقه منده حالا تا ببینیم کدوم رو به عنوان مهارت اصلی انتخاب خواهد کرد .

[ دوشنبه بیستم تیر 1390 ] [ 20:16 ] [ مامان بهاره ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

یادداشتهایی از گذشت ایام
برای پسر گلم آرین
امکانات وب