X
تبلیغات
Lilypie Kids Birthday tickers Daisypath Anniversary tickers آرین آزادی نازنین

آرین آزادی نازنین

ثبت خاطراتی از گذشت ایام

راه حل فلسفی پسرم !
اومده میگه:ماماااان من خیلی دوست دارم تو همین سنی که هستم و با شما زندگی میکنم،ازدواج کنم و بچه دار بشم !
متعجب و کمی هم شاکی از اینکه چرا از الان به این چیزا فکر میکنه میگم: ازدواج؟! چرااااا؟!
میگه: آخه دوست دارم وقتی ازدواج میکنم و بچه دار میشم تو و بابا هنوز جوون باشین و مدت طولانی تری پیشم باشین و زنده بمونین !
حالا دغدغه فکری ایجاد شده برام که اگه اگه اگه به فرض محاااال یه زماااانی بخوایم تو ...۳۶،۳۷ سالگی دوباره بچه دار بشیم اون بچه دوم تا بخواد ازدواج کنه ما چقدر پیریم ! اینایی که پیشنهاد بچه دوم رو میدین به این قضیه فکر کردید آیا هرگز؟!
پدربزرگ مادربزرگهای ما ۶۰،۷۰ سالشون بود ما ازدواج کردیم ! بچه های ما پدر و مادرشون این سنی میشن وقتی ازدواج میکنن !!!!
حالا به ذهن این فسقلی ما این راه حل رسیده که اگه الان ازدواج کنه مشکل حل میشه !!
[ چهارشنبه هفتم اسفند 1392 ] [ 23:12 ] [ مامان بهاره ] [ ]
بدو بیراه ....
ساعت 10 شب درحالیکه شامش رو خورده اومده میگه مامان میشه برای من سیب زمینی سرخ کنی؟
بهش گفتم : نه پسرم!شما شام خوردی!سیب زمینی سرخ کرده خیلی الان برات سنگینه!یه روز ظهر بهم یادآوری کن درست میکنم برات !
یه کم اصرار کرد ،دید به نتیجه نمیرسه!پشت به من روی اوپن نشست!یه صداهای زمزمه ای شنیدم ازش اما کنجکاو نشدم!
چند دقیقه بعد دید من توجه نکردم آروم گفت : مامان دارم بهت فحش میدم !
گفتم :جدددددی؟!! اشکال ...نداره چون تو دلت داری میگی ، فحش بده تا خالی بشی !
اما هرکاری کردم کنجکاوی نذاشت که نپرسم ازش که چه فحشی میداده !
ازش پرسیدم میگه : داشتم تو دلم بهت میگفتم نده به جهنم! بدجنس بی تربیت !
بعدش سریع با بغض میگه : مامان به خدا حرفمو پس گرفتم!!آخه میترسم "به جهنم"معنی بدی بده !!!
بغلش کردم و گفتم اشکال نداره پسرم بعضی وقتا پیش میاد دیگه ... آدم تو دلش بگه اشکال نداره !
خداییش چه لذذذذتی داره آدم به کسی که اذیتش کرده تو دلش فحش بده نه؟ D:
[ چهارشنبه هفتم اسفند 1392 ] [ 23:12 ] [ مامان بهاره ] [ ]
شب یلدا
شب یلدای امسال یه کارآموزشی ، فرهنگی ، سنتی توی کلاس آرین  اینا انجام دادیم . یه کتاب حافظ خریدیم که غزلیاتش بصورت پوستر و برگ برگ بود .هر برگ از غزل ها رو توی یه پاکت گذاشتیم و پشت پاکت یه متن نوشتیم . برای بچه ها سر کلاس کمی درباره ی حافظ صحبت کردیم و بهشون توضیح دادیم که رسم هست که شب یلدا هر کس در مورد یه چیزی که دوست داره از حافظ بشنوه فکر میکنه و بعد یه صفحه از شعرهای حافظ رو میخونه. ازشون خواستیم که به یه چیزی که دوست  دارن فکر کنن و یه پاکت از پاکتهایی که توش یه غزل حافظ بود بردارند و پشت پاکت رو هم پر کنند برای یادگاری ...
 


اکثر بچه ها نوشته بودن که دوست دارندر مورد بازی حافظ صحبت کنه باهاشون، چند نفری نوشتند که میخوایم در مورد شغل آینده مون حافظ صحبت کنه و یکی دو نفر هم نوشتن در مورد علم !! اما چیزی ه آرین نوشت این بود و حافظ هم چه جالب جوابشو داد !!





راستش مدتهاست که فکر میکنم که جای آموزش های مالی توی مدارس ما خالی هست . دانش آموزان ما از زمانیکه وارد مدرسه میشن روی سواد آکادمیکشون کار میشه و مهارت های اجتماعی رو یاد میگیرن . اما تا زمان فراغتشون از تحصیل ، هیچ جا در جهت تقویت سواد مالی ببهشون آموزش داده نمیشه و اکثر جوانهای ما وقتی وارد زندگی واقعی و اجتماع میشن چیزی زیادی در مورد حساب و کتاب و مسایل مالی نمیدونن ! در یک کلام ، هوش آکادمیکشون تقویت میشه اما هوش مالی شون نه !
برای موفق بودن تو دنیای امروز ، باید سواد مالی داشته باشیم و چه بهتره که اون رو از کودکی یاد بگیریم و متناسب با عبور از هر مرحله سنی ، دانسته هامون رو تکمیل کنیم .
فکر کردم به مدیر مدرسه پیشنهاد بدم که یه سری آموزش برای بچه ها توی این زمینه تدارک ببین و بهشون ارائه کنن ! اما پشیمون شدم ! با خودم فکر کردم که مدیریت مالی درسته که یه علمه برای خودش اما ممکنه خانواده های مختلف با فرهنگ های متفاوت بخوان بصورت سنتی سواد مالی خودشون رو به فرزندشون منتقل کنن  یعنی سلیقه ای !
یکی دوست داره به بچه اش یاد بده که "پول چرک کف دسته" ، یکی دوست داره یازاری منش بار بیاره بچه اش رو ! یکی میگه " فقط درس بخون ! پول خوشبختی نمیاره ! " و ......
بخاطر همین تصیم گرفتم منتظر کسی نمونم تا بیاد و بخواد به آرین یاد بده ... علاوه براینکه خودم مطالعه رو برای بالا بردن هوش مالیم شروع کردم ، به آرین هم متناسب با سنش از الان شروع کنم در کنار درس مدرسه اش آموزش میدم !
دوست ندارم فکر و ذکرش پول و پول در آوردن بشه اما دوست دارم به عنوان یه ابزار قدرت ، زمانیکه بهش نیاز پیدا کرد بتونه ایجادش کنه و خوب پرورشش بده !!
چقدر زیاد دکتر و مهندس داریم که خوب هم پول در میارن اما درست استفاده کردن از اون رو خوب نمیدونن !! منم یکی از اونهام و تصمیم گرفتم که دیگه نباشم ... دارم سخت مطالعه میکنم ! احساس میکنم وظیفه ی بزرگی به عهده مون هست برای آموزش آرین !

یه سری کتاب براش تهیه کردیم ... چقدر دوست داره کتابها رو !




[ سه شنبه سوم دی 1392 ] [ 21:0 ] [ مامان بهاره ] [ ]
دکتــــــــــــــــــر آرین !
اومده می پرسه : مامـــــــــــــــــــاااان به نظرت من بزرگ شدم دکتر میشم؟
بهش میگم : امیدوارم پسرم ... اگه سعی کنی و دوست داشته باشی حتماً دکتر میشی !
میگه : آخـــــــــــــــــه دایی رضااا یه بار بهم گفت اگه میخوای دکتر بشی باید یه دونه بزنی تو سر خودت یکی هم بزنی توی سر کتابت !
منم چون خیلی دوست داشتم دکتر بشم یه دونه محححححححکم زدم تو سر خودم یکی هم مححححکم زدم رو کتابم ! بخاطر همین فکر میکنم که حتماً دکتر میشم !!! تو چی فکر میکنی ؟
... و من : :|

پ.ن : یعنی یه همچین پسر حرف گوش کن و مصممی دارم من !


[ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 ] [ 22:41 ] [ مامان بهاره ] [ ]
خلاقیتت رو قربون

یعنی این همه خلاقیتت توی استفاده از میز اتو برای دست کردن یه صحنه بازی منو متحیر کرد !








[ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 ] [ 14:15 ] [ مامان بهاره ] [ ]
خروس نیت !!!
میگه : ماماااان تو بلدی خروس نیت داشته باشی ؟

میگم : جاااااااان ؟!! خروس نیت چی هست ؟

میگه : نمیدونم عمو مهدی بهم گفته باید خروس نیت داشته باشی !!!

و تازه متوجه میشم منظورش "خلوص نیت" هست ! احتمالا کلی هم تو دلش عمو مهدیش رو مسخره کرده که به جای "خروس" میگه "خلوص" !

[ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 ] [ 16:45 ] [ مامان بهاره ] [ ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه